سری یک از "دوست داری بدونی تا 2سالگیت چیکار میکردی؟!...."
سلام آنا جون،همونطور که گفتم چون توی 3 سالگیت این مطالبو مینویسم از شیطنتها و کارها و حرفهات هرچی که یادم رو نوشتم:
- تا 4 ماهگی خیلی گریه میکردی البته حق داشتی چون داشت معدت تکامل پیدا میکرد.

- از 3 ماهگی با کتاب آشنا شدی؛دوستم نیره،برای دیدنت مجموعه کتابهای"تقویت هوش نوزادان"رو اورد.از3 ماهگی شروع میشد،تا 9 ماهگی و 12ماهگی.کتابهارو باید جلوی چشمات میگرفتیم،تا خوب ببینی و بخاطر بسپوری.عکس العملهای جالبی داشتی،برای همین هر چیزی هم سریع یاد میگرفتی ماشااله...

- آغاز به دیدن و شنیدنت:4ماهگی

- آغاز به نشستن:5ماهگی

- آغاز به دندون درآوردن:9ماهگی

- اولین چیزی که از 3ماهگی میگفتی (آقِ)بود.

- 6 ماهگیت گفتی(ماما،بابا) البته با تلفظ شدید.

- بابات فهمید که تو چون نمیتونی آبو بگی هروقت تو دست هرکس آبو میبینی آب میخوای برای همین لغت آب رو بابات بهت باد داد،تو هم میگفتی آبَ.
- 6 ماهت بود سوار تاب میشدی،عاشق تاب بازی بودی اصلا هم نمیترسیدی.برای همین برات تاب خریدیمو با میله به چهارچوب اتاقت وصل کردیم.

- آغاز به ایستادن:13 ماهگی

- آغاز به راه رفتن و حرف زدن:14 ماهگی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سری یک از "دوست داری بدونی تا 2سالگیت چیکار میکردی؟!...." 
